قلبِ شکسته...
تو خود گفتی که در قلب شکسته خانه داری، ببین قلبم شکسته،جانا به عهد خود وفا کن
اسم من چیست؟ خدایا چه کنم؟ یادم نیست!
امشب آماده شدم تا چه کنم؟ یادم نیست!
من که همسایه نزدیک شقایق بودم
پا شدم آمدم اینجا چه کنم؟ یادم نیست!
من چرا از تو بریدم وچرا... پیش تو برگشتم؟
و بنا شد که دلم را چه کنم؟ یادم نیست!
من نشانی دل دربدرم را هربار
از تو پرسیده ام اما چه کنم؟ یادم نیست!
این نوشته غزل کیست که من می خوانم ؟
اسم او چیست؟خدایا چه کنم ؟ یادم نیست...!!!
+نوشته شده در پنج شنبه 22 دی 1390برچسب:اسم, من, چیست, خدایا, یادم, نیست, آماده, امشب, همسایه, شقایق, اینجا, چرا, بریدم, بنا, دلم, نشانی, دربدر, نوشته, غزل, اسم, , ساعت2:7توسط هم نفسِ غم... |
سالها رفت و هنوز فَقَــــــــــــط یه نظر!!! ممنونم |
About
شبی که قلب لیلا سوخت، دل آیینه ها خون شد... همین مجنون که میبینی، از اینجا تازه مجنون شد Archivesبهمن 1390دی 1390 آبان 1390 مهر 1390 Authorsهم نفسِ غم...Links
ماه عسلیا
LinkDump
کیت اگزوز ریموت دار برقی Categories
کاربران آنلاین:
بازدیدها :
Alternative content |